از حدود پنج سال پیش و در دولت دوم حسن روحانی، روند جوانگرایی در بخش معدن و صنایع معدنی آغاز شد تا متولدین پس از انقلاب، بهویژه دههشصتیها، وارد عرصه مدیریت کلان بنگاههای بزرگ اقتصادی شوند.
چهلسالههای بخش معدن و صنایع معدنی ایران عمدتاً دارای تحصیلات عالی هستند و علاوه بر درک اقتصادی بنگاهی، از آگاهی قابل قبولی در زمینه اقتصاد سیاسی برخوردارند و نگاهی همهجانبه به مدیریت کلان بنگاهها دارند. این نسل مدیریتی نسبتاً جاهطلب است و تلاش میکند به مراتب بالاتر مدیریتی دست یابد.
آنها معمولاً تلاش میکنند خود واقعیشان باشند و کمتر نقابی بر چهره دارند. سفرهای خارجی، ادکلنهای خاص، توجه به کیفیت زندگی و خوشلباسی از ویژگیهای بارز این نسل است. همچنین بهخوبی میدانند که ظاهر و سبک زندگی بخشی از هویت مدیریتی به شمار میآید.
با این حال، مخاطراتی نیز آنها را تهدید میکند. ورود اغلب این افراد از خانوادههای طبقه متوسط به بالا به محیطهای کارگری، گاه به بروز رفتارهای مغرورانه و متکبرانه در برخورد با زیردستان منجر میشود و میتواند نارضایتی در محیط کار ایجاد کند. از سوی دیگر، برخی از آنان ممکن است دفاتر کاری خود را برای جلسات غیررسمی یا محفلی به کار گیرند که این امر حساسیتهایی میان کارکنان به وجود میآورد.
به گزارش بیرونیت، این نسل مدیریتی از نظر مطالعه و حافظه تاریخی ضعف دارد و نسبت به گذشته بنگاهها و روند توسعه کشور آگاهی چندانی ندارد. برای ارتقای توان تجربی، لازم است از مدیران عامل دو نسل قبل به عنوان مشاور بهره گیرد یا با برگزاری نشستها و دیدارها از تجربیات آنان استفاده کند. بهعنوان نمونه، باید توجه داشت که مدیران پیشین، بهویژه مدیران دوران جنگ، چگونه در شرایط بحرانی توانستند توسعه را ادامه دهند و همزمان جنگ را مدیریت کرده و پروژههای عظیمی همچون مس سرچشمه، فولاد خوزستان و فولاد مبارکه را تأمین اعتبار و راهاندازی کنند.
به نظر میرسد اگر چهلسالههای معدن و صنایع معدنی دچار غرور نشوند و همواره خود را در مسیر یادگیری ببینند، میتوانند منشأ رشدهای بزرگ در این بخش شوند. هرچند این نسل جسارت مدیریتی چندانی ندارد؛ چراکه تجربه تلخ پروندهسازی علیه مدیران و وزرای گذشته و خدشه به آبرو و حیثیت آنان را دیده است. از اینرو باید با تمرکز بر قانون، بهرهگیری از مشاوران حقوقی و توسعهای، جسارت، خلاقیت و ابتکار خود را افزایش دهند و منافع ملی را ارتقا بخشند.
همچنین پرهیز از قومیتگرایی و رفیقسالاری میتواند این نسل را به موفقیت نزدیک کند. عرصه سیاست و اقتصاد جایی برای نمایش هوش مدیریتی همراه با توسعه است؛ بنابراین کسانی که به دنبال زندگی روتین و بیدغدغه هستند یا نباید وارد چنین عرصههایی شوند، یا باید ظرفیت خود را افزایش داده و مهارتهای مدیریت بر خشم، شهوت و طمع را بیاموزند و به کار گیرند.
در مجموع، نسل جدید چهلسالههای معدن و صنایع معدنی قادر است منشأ تحولی در ایجاد ارزش افزوده در این بخش باشد؛ به شرط آنکه از تجربههای گذشتگان عبرت گیرد و مراقب هوای نفس خود باشد.
مطالب مرتبط
نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست