✍️ بیرونیت

۱. سه ماه است هنوز نتوانسته برای خود یک معاون منصوب کند و سازمان زمین‌شناسی را بدون رئیس گذاشته تا دوران محکومیت آقای "میم فاف عین"، که دارای حکم انفصال از خدمت است، تمام شود و او را به عنوان رئیس برگزیند. عدم انتصاب معاون مؤثر و رها کردن سازمان‌های کلیدی مثل سازمان زمین‌شناسی بدون رئیس، نشان‌دهنده ضعف در مدیریت منابع انسانی و عدم توانایی در تصمیم‌گیری است.
بچه‌ها، این وزیرِ صمت ماست

۲. رشد صنعت در یک سال گذشته کم‌رمق و گاه منفی بوده است. رشد معدن هم تعریفی نداشته و حدود ۲ درصد بوده که نسبت به ۱۳ درصد هدف‌گذاری شده در برنامه هفتم عقب است. رشد صنعت منفی و رشد معدن کمتر از هدف برنامه هفتم نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی و سیاستگذاری اقتصادی تیم او مؤثر نبوده است.

۳. به‌غیر از بهره‌برداری از پروژه‌های پیشینیان، کلنگی برای توسعه به زمین نزده است. از نظر مرکز پژوهش‌های مجلس، جزو وزرایی بوده که توفیقی در برنامه هفتم نداشته است. عدم آغاز پروژه‌های جدید و اتکا صرف به پروژه‌های پیشینیان، حکایت از کمبود ابتکار و توسعه‌محوری او دارد.

۴. ۱۷ ماه است که هیچ نشستی با خبرنگاران برگزار نکرده است. تا به حال سه نفر را به عنوان مدیر روابط عمومی برگزیده، اما عملاً روابط عمومی ندارد. بسیاری از خبرنگاران هنوز ‌وزیر صمت را از نزدیک ندیده‌اند و نسبت به موجودیت او به شک افتاده‌اند. تغییرات مداوم در مدیریت روابط عمومی باعث بی‌ثباتی و کاهش اعتماد کارکنان و نهادهای وابسته و نداشتن سیاست ارتباطی و رسانه‌ای شده است.

۵. در بخش معدن، یک معاون او استعفا داده، یک معاون دیگر را برکنار کرده و برای یک معاون دیگر دو شغل همزمان در نظر گرفته است. بیشتر به اعمال قدرت توجه دارد تا سیاست‌ورزی و مدیریت.

۶. چون تجربه‌ای به غیر از کارخانه‌داری سیمان‌ نداشته و با دولتمرد بودن بیگانه است، استانداردهای یک دولتمرد را ندارد. مثلاً نمی‌داند که وزیر در یک دولت هم وزیر تخصصی است و هم وزیری سیاسی که باید در مواقع حساس به رئیس‌جمهور مشاوره دهد. تمرکز بر سیمان و کمبود تجربه در سایر صنایع مهم (خودرو، معدن، تجارت) باعث شده که استانداردهای یک وزیر سیاسی و تخصصی در او جمع نشود.

۷. با کت و شلوار آبی نفتی از معدن زغالسنگی بازدید کرده که چند نفر در آن کشته و زخمی شده بودند، بدون آنکه کلاه ایمنی بر سر بگذارد یا از ماسک و کفش مخصوص استفاده کند. رفتارهایی از این دست، عدم توجه به استانداردهای ایمنی و حرفه‌ای بودن را نشان می‌دهد.

۸. صنعت خودرو و سیاستگذاری برای این صنعت را کلاً تعطیل کرده و مدت‌هاست که جلسه کمیته خودرو برگزار نمی‌شود. اصولاً با خودرو میانه خوبی ندارد و سعی کرده خود را از تبعات این صنعت دور کند. البته شاید گفته شود که خصوصی‌سازی ایران خودرو در دوره او رقم خورده است، در حالی که این اقدام تصمیم حاکمیت بوده و هیچ ارتباطی به وزیر صمت ندارد. تعطیلی سیاستگذاری و جلسات کمیته خودرو، عدم علاقه به این صنعت و فاصله گرفتن از تبعات آن، ضعف در مدیریت یکی از صنایع کلیدی کشور را نشان می‌دهد.

۹. وزارت صمت را به پاتوق "بچه‌های بنیاد" تبدیل کرده، طوری‌که برخی به شوخی می‌گویند، هر کس آنجا بیکار می‌شود، با یک تلفن او را مشغول یک کار می‌کند. نمونه آن ایریتک؛ شرکتی با نیم قرن سابقه که روزبه‌روز ضعیف‌تر شده است. فردی را از بنیاد آورده و مدیرعامل آنجا کرده بدون کمترین سابقه مرتبط. تبدیل وزارتخانه به «پاتوق بچه‌های بنیاد» و انتصاب افراد بدون سابقه مرتبط در شرکت‌ها، ضعف در شایسته‌سالاری و تضعیف بنگاه‌های صنعتی را نشان می‌دهد.

۱۰. استاد دلسرد کردن مردم، به ویژه کارآفرینان و مهندسان، است. نه شایسته‌سالاری را ملاک انتصابات قرار داده، نه مدیران قوی دور و بر خود جمع کرده و نه تحرکی در بخش تولید و تجارت به راه انداخته است. برخی به طنز می‌گویند عاشق این است که صبح‌ها به وزارت بیاید، دستور دهد با استکان کمر باریک برایش چای بیاورند و از پنجره‌ای که رو به جنوب شهر باز می‌شود، تهران را ببیند چای بنوشد. دلسرد کردن کارآفرینان و مهندسان، عدم انتخاب مدیران توانمند و نبود تحرک اقتصادی، نشان می‌دهد وزیر نه تنها عملکرد اجرایی ضعیف دارد بلکه اثر منفی اجتماعی نیز برجای گذاشته است.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0