
به گزارش بیرونیت، روزنامه روزگار معدن نوشت: ایران با برخورداری از ذخایر گسترده و پراکنده سنگ گچ در نقاط مختلف کشور، بهویژه در استانهایی که دسترسی مناسبی به بازارهای مصرف داخلی و خارجی دارند، ظرفیت آن را دارد که به یکی از بازیگران اصلی بازار منطقهای گچ و فرآوردههای وابسته تبدیل شود. این مزیت طبیعی در کنار موقعیت ژئواقتصادی ایران در همسایگی با بازارهای پرتقاضای بازسازی و توسعه زیرساخت، میتواند بستر شکلگیری یک صنعت صادراتمحور و ارزآور را فراهم کند.
در دهههای گذشته، توسعه کمی واحدهای تولیدی گچ با سرعت قابل توجهی پیش رفته است. افزایش تعداد کارخانهها، رشد ظرفیت اسمی تولید و شکلگیری خوشههای صنعتی در برخی استانها، نشان میدهد این صنعت از منظر سرمایهگذاری اولیه جذاب بوده است. اما پرسش اساسی آن است که آیا این توسعه کمی به همان میزان با ارتقای کیفی، نوسازی فناوری و تنوعبخشی به محصولات همراه بوده است؟ بررسیها نشان میدهد پاسخ به این پرسش چندان مثبت نیست و بخش مهمی از ظرفیتهای بالقوه صنعت گچ همچنان بالفعل نشده باقی مانده است.
گچ بهعنوان یکی از قدیمیترین مصالح ساختمانی، جایگاهی تثبیتشده در صنعت ساختوساز دارد. در ایران نیز بخش عمده مصرف این محصول به بازار مسکن و پروژههای عمرانی وابسته است. همین وابستگی باعث شده صنعت گچ بهطور مستقیم از نوسانات دورهای بازار ساختمان تأثیر بپذیرد. در سالهایی که ساختوساز رونق دارد، واحدهای تولیدی با افزایش تقاضا مواجه میشوند و در دورههای رکود، مازاد عرضه و رقابت فشرده قیمتی، سودآوری آنان را تحت فشار قرار میدهد. چنین ساختاری، صنعت گچ را به صنعتی حساس و آسیبپذیر در برابر تحولات اقتصاد کلان تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، ظرفیت اسمی تولید گچ در کشور فراتر از نیاز بازار داخلی برآورد میشود. این مازاد ظرفیت، در نگاه نخست یک فرصت صادراتی تلقی میشود، اما در عمل، نبود برنامهریزی منسجم برای توسعه بازارهای خارجی و ضعف در زیرساختهای صادراتی، مانع بهرهبرداری کامل از این فرصت شده است. در بسیاری موارد، صادرات گچ ایران به شکل محصول ساده ساختمانی و با حداقل فرآوری انجام میشود؛ در حالی که در بازارهای جهانی، محصولات متنوعتری از جمله گچهای صنعتی، مقاوم در برابر رطوبت و آتش، پانلهای پیشساخته و قطعات دکوراتیو با ارزش افزوده بالاتر عرضه میشود.
چالش دیگر صنعت گچ را باید در ساختار هزینهای آن جستوجو کرد. فرآیند تولید گچ وابستگی مستقیم به انرژی حرارتی دارد و نوسانات تأمین و قیمت گاز و سایر سوختها، اثر مستقیمی بر بهای تمامشده محصول میگذارد. در شرایطی که حاشیه سود این صنعت چندان بالا نیست، هرگونه افزایش در هزینه انرژی، حملونقل یا مواد بستهبندی میتواند سودآوری واحدهای تولیدی، بهویژه کارخانههای کوچک و متوسط را تحت تأثیر قرار دهد. این مسئله زمانی پررنگتر میشود که بدانیم گچ محصولی نسبتاً کمارزش و حجیم است و سهم هزینه حملونقل در قیمت نهایی آن قابل توجه است.
از منظر فناوری نیز بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی با تجهیزات قدیمی فعالیت میکنند. فناوری فرسوده نهتنها مصرف انرژی را افزایش میدهد، بلکه یکنواختی کیفیت محصول و امکان تولید محصولات متنوعتر را محدود میکند. در بازارهای صادراتی، ثبات کیفیت و رعایت استانداردهای بینالمللی شرط ورود و ماندگاری است. در غیاب سرمایهگذاری کافی در نوسازی خطوط تولید و تحقیق و توسعه، رقابتپذیری محصولات ایرانی ناگزیر به رقابت قیمتی محدود میشود؛ رقابتی که در بلندمدت توان سرمایهگذاری و پایداری صنعت را تضعیف میکند.
با این حال، نباید از ظرفیتهای نهفته این صنعت غافل شد. پراکندگی جغرافیایی معادن و کارخانههای گچ در بسیاری از مناطق کمترتوسعهیافته، این صنعت را به یکی از منابع مهم اشتغال محلی تبدیل کرده است. توسعه هدفمند صنعت گچ میتواند به تثبیت جمعیت در این مناطق، ایجاد ارزش افزوده محلی و کاهش تمرکز صنعتی در کلانشهرها کمک کند. افزون بر این، نزدیکی ایران به بازارهای بازسازیشونده منطقهای، بهویژه کشورهایی که نیاز گستردهای به مصالح ساختمانی دارند، یک مزیت رقابتی طبیعی به شمار میرود که در صورت تقویت زیرساختهای حملونقل و دیپلماسی تجاری، قابل بهرهبرداری گستردهتر است.
در چنین شرایطی، صنعت گچ ایران در نقطهای قرار گرفته که نیازمند بازتعریف راهبردی است. گذار از تولید کمّی به تولید کیفی، حرکت از صادرات فلهای به عرضه محصولات با برند و بستهبندی رقابتپذیر، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و ایجاد همافزایی میان تولیدکنندگان از طریق کنسرسیومهای صادراتی، میتواند مسیر آینده این صنعت را ترسیم کند. دستیابی به جایگاه «قطب منطقهای تولید گچ» صرفاً با اتکا به ذخایر غنی معدنی ممکن نیست؛ بلکه مستلزم نگاه بلندمدت، سیاستگذاری هماهنگ و مشارکت فعال بخش خصوصی در ارتقای فناوری و بازار است.
گفتوگویی که در ادامه میخوانید، تلاشی است برای واکاوی دقیقتر فرصتها و چالشهای پیشروی صنعت گچ ایران؛ صنعتی که بر بستر مزیتهای طبیعی شکل گرفته، اما برای تثبیت و ارتقای جایگاه خود در منطقه، نیازمند تحولی ساختاری در رویکرد تولید، صادرات و رقابتپذیری است.
ایران؛ قطب بالقوه تولید گچ در منطقه
در همین زمینه «روزگار معدن» با مهندس حمید شریفی، کارشناس صنعت مصالح ساختمانی و مشاور واحدهای تولیدی گچ، گفتوگویی انجام داده که در ادامه میخوانید.
شریفی در ابتدای این گفتوگو اظهار کرد: «ایران از نظر ذخایر سنگ گچ در موقعیت بسیار مناسبی قرار دارد. پراکندگی معادن در استانهایی مانند سمنان، خراسان، فارس و آذربایجان باعث شده دسترسی به ماده اولیه نسبتاً آسان و کمهزینه باشد. از این منظر، ایران میتواند یکی از قطبهای اصلی تولید و صادرات گچ در منطقه باشد.»
وی افزود: «در حال حاضر ظرفیت اسمی تولید گچ کشور بسیار بالاتر از نیاز داخلی است. این موضوع نشان میدهد که صنعت گچ ذاتاً صادراتمحور طراحی شده، اما در عمل سهم ما از بازارهای منطقهای کمتر از ظرفیت واقعی است.»
خامفروشی در لباس محصول نهایی
این کارشناس صنعت گچ با اشاره به ساختار تولید در کشور گفت: «اگرچه ما گچ را بهعنوان محصول نهایی صادر میکنیم، اما در بسیاری موارد این صادرات در واقع نوعی خامفروشی محسوب میشود. بخش عمده تولید ما گچ ساختمانی ساده است، در حالی که در دنیا انواع گچهای صنعتی، پلیمری، مقاوم در برابر رطوبت و محصولات پیشساخته با ارزش افزوده بالا تولید میشود.»
وی ادامه داد: «عدم سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه باعث شده تنوع محصولات ما محدود بماند. این در حالی است که بازارهای صادراتی امروز به دنبال کیفیت پایدار، بستهبندی مناسب و استانداردهای بینالمللی هستند.»
شریفی درباره تأثیر ناترازی انرژی بر صنعت گچ گفت: «فرآیند تولید گچ به انرژی حرارتی وابسته است. در سالهای اخیر، محدودیتهای گاز در فصل زمستان و افزایش هزینه سوخت، فشار مضاعفی بر واحدهای تولیدی وارد کرده است. برخی کارخانهها ناچار شدهاند با سوخت جایگزین فعالیت کنند که هزینه تولید را افزایش داده است.»
وی افزود: «صنعت گچ به دلیل حاشیه سود پایین، بسیار نسبت به افزایش هزینه انرژی حساس است. هرگونه نوسان در قیمت سوخت یا برق میتواند سودآوری واحدهای کوچک و متوسط را تحت تأثیر قرار دهد.»
رقابت قیمتی به جای رقابت کیفی
این مشاور صنعتی با اشاره به فضای رقابتی بازار اظهار کرد: «متأسفانه در صنعت گچ، رقابت بیشتر بر سر قیمت است تا کیفیت. تعدد واحدهای تولیدی در برخی مناطق باعث شده تولیدکنندگان برای حفظ بازار، قیمتها را کاهش دهند. این روند در بلندمدت به تضعیف توان سرمایهگذاری و نوسازی تجهیزات منجر میشود.»
وی ادامه داد: «اگر به سمت ایجاد کنسرسیومهای صادراتی و برندهای مشترک حرکت کنیم، میتوانیم بهجای رقابت مخرب داخلی، در بازارهای خارجی با قدرت بیشتری ظاهر شویم.»
شریفی یکی دیگر از چالشهای صنعت گچ را هزینه حملونقل دانست و گفت: «گچ محصولی نسبتاً کمارزش و حجیم است. بنابراین هزینه حملونقل سهم قابل توجهی از قیمت نهایی را تشکیل میدهد. ضعف در زیرساختهای ریلی و افزایش هزینههای حمل جادهای، رقابتپذیری ما در بازارهای دورتر را کاهش داده است.»
وی افزود: «بازارهای هدف ما عمدتاً کشورهای همسایه مانند عراق، افغانستان و حوزه آسیای میانه هستند. اما حتی در این بازارها نیز با رقابت کشورهایی مانند ترکیه مواجهیم که از بستهبندی بهتر و برندینگ قویتری برخوردارند.»
فناوری فرسوده و بهرهوری پایین
این کارشناس صنعت مصالح ساختمانی با اشاره به وضعیت فناوری در کارخانههای گچ گفت: «بخش قابل توجهی از خطوط تولید ما با فناوریهای قدیمی فعالیت میکنند. این موضوع بر کیفیت محصول، مصرف انرژی و میزان ضایعات اثر میگذارد. نوسازی تجهیزات نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه است، اما دسترسی محدود به تسهیلات بانکی ارزانقیمت، این روند را کند کرده است.»
وی تصریح کرد: «اگر بخواهیم سهم صادراتی خود را افزایش دهیم، ناچاریم به سمت استانداردسازی و بهبود بهرهوری حرکت کنیم. بدون ارتقای فناوری، رقابت در بازارهای جهانی دشوار خواهد بود.»
شریفی در ادامه به نقش صنعت گچ در اشتغال اشاره کرد و گفت: «بسیاری از معادن و کارخانههای گچ در مناطق کمتر توسعهیافته قرار دارند. این صنعت بهصورت مستقیم و غیرمستقیم برای هزاران نفر اشتغال ایجاد کرده است. رکود یا تعطیلی این واحدها میتواند تبعات اجتماعی قابل توجهی داشته باشد.»
وی افزود: «حمایت هدفمند از واحدهای کوچک و متوسط، بهویژه در حوزه نوسازی تجهیزات و توسعه بازار، میتواند به تثبیت اشتغال در این مناطق کمک کند.»
لزوم تدوین نقشه راه صادراتی
این مشاور صنعتی در پایان تأکید کرد: «صنعت گچ نیازمند یک نقشه راه مشخص است؛ نقشهای که در آن تکلیف تولید، صادرات، استانداردها و سیاستهای حمایتی روشن باشد. در حال حاضر تصمیمگیریها بیشتر مقطعی است و چشمانداز بلندمدتی برای این صنعت ترسیم نشده است.»
وی افزود: «اگر به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر، بهبود بستهبندی، ایجاد برند ملی و تقویت دیپلماسی تجاری حرکت کنیم، صنعت گچ میتواند به یکی از منابع پایدار ارزآوری کشور تبدیل شود.»
به گفته این کارشناس، صنعت گچ ایران بر بستری از مزیتهای طبیعی و جغرافیایی شکل گرفته، اما برای حفظ و ارتقای جایگاه خود در بازارهای منطقهای و جهانی، نیازمند گذار از تولید کمّی به تولید کیفی است. در شرایطی که صنعت ساختمان با نوسانات دورهای مواجه است، تنوعبخشی به محصولات و توسعه صادرات میتواند ضامن پایداری این صنعت باشد؛ صنعتی که اگرچه کمتر در کانون توجه قرار دارد، اما نقشی مهم در زنجیره مصالح ساختمانی و اقتصاد معدنی کشور ایفا میکند.
ظرفیت بالا، بهرهبرداری محدود
در ادامه«روزگار معدن» با دکتر سعید امینی، پژوهشگر اقتصاد معدن و مشاور صنایع معدنی، گفتوگویی انجام داده که در ادامه میخوانید.
امینی در ابتدای این گفتوگو اظهار کرد: «ایران از نظر ذخایر سنگ گچ در شمار کشورهای غنی جهان قرار دارد و از این حیث با محدودیت جدی مواجه نیستیم. مشکل اصلی ما نه در تأمین ماده اولیه، بلکه در نحوه بهرهبرداری و تبدیل آن به محصول رقابتپذیر است.»
وی افزود: «ظرفیت اسمی تولید گچ کشور بهمراتب بیش از نیاز بازار داخلی است. این مازاد ظرفیت در سالهایی که بازار ساختوساز داخلی با رکود مواجه میشود، به یک تهدید برای تولیدکنندگان تبدیل میشود و رقابت قیمتی شدیدی را در بازار ایجاد میکند.»
وابستگی شدید به صنعت ساختمان
این کارشناس با اشاره به پیوند مستقیم صنعت گچ با بازار مسکن گفت: «تقریباً بخش عمده مصرف گچ در ایران به صنعت ساختمان وابسته است. هرگاه پروژههای عمرانی و ساختوساز کاهش مییابد، تقاضا برای گچ نیز افت میکند. این وابستگی بالا باعث شده صنعت گچ از تنوع بازار کافی برخوردار نباشد.»
وی ادامه داد: «در حالی که در بسیاری از کشورها، گچ تنها بهعنوان مصالح سنتی ساختمانی استفاده نمیشود، بلکه در صنایع پیشساخته، پانلهای گچی، سقفهای کاذب، قطعات دکوراتیو و حتی کاربردهای صنعتی پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد. این تنوع کاربرد در ایران هنوز بهطور کامل توسعه نیافته است.»
امینی یکی از مهمترین چالشهای صنعت گچ را فرسودگی فناوری دانست و گفت: «بخش قابل توجهی از کارخانههای تولید گچ با تجهیزات قدیمی فعالیت میکنند. این موضوع نهتنها مصرف انرژی را افزایش میدهد، بلکه یکنواختی و کیفیت محصول را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.»
وی افزود: «در بازارهای صادراتی، کیفیت پایدار و استانداردهای مشخص اهمیت بالایی دارد. اگر نتوانیم کیفیت محصول را در سطح رقبا حفظ کنیم، تنها ابزار رقابت ما کاهش قیمت خواهد بود؛ و این رویکرد در بلندمدت پایدار نیست.»
این پژوهشگر اقتصاد معدن درباره وضعیت سودآوری این صنعت گفت: «صنعت گچ از جمله صنایعی است که حاشیه سود آن نسبتاً پایین است. افزایش هزینه انرژی، حملونقل و بستهبندی بهسرعت بر سودآوری واحدهای تولیدی اثر میگذارد. در چنین شرایطی، امکان سرمایهگذاری مجدد برای نوسازی تجهیزات کاهش مییابد.»
وی ادامه داد: «اگر سیاستهای حمایتی هدفمند برای بهبود بهرهوری و کاهش هزینههای سربار در نظر گرفته نشود، بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط در معرض آسیب قرار میگیرند.»
صادرات؛ فرصت و تهدید همزمان
امینی با اشاره به بازارهای منطقهای اظهار کرد: «کشورهای همسایه مانند عراق، افغانستان، کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای میانه، بازارهای طبیعی صادرات گچ ایران هستند. نزدیکی جغرافیایی یک مزیت مهم محسوب میشود. اما در همین بازارها نیز با رقابت جدی مواجهیم.»
وی افزود: «برخی کشورها با سرمایهگذاری در بستهبندی، برندینگ و بازاریابی حرفهای توانستهاند سهم بیشتری از بازار را به دست آورند. در حالی که صادرات گچ ایران غالباً بهصورت فلهای یا با حداقل فرآوری انجام میشود.»
این کارشناس در ادامه گفت: «گچ محصولی کمارزش و نسبتاً حجیم است، بنابراین هزینه حملونقل نقش تعیینکنندهای در رقابتپذیری آن دارد. ضعف زیرساختهای ریلی و افزایش هزینههای سوخت و حمل جادهای، قیمت نهایی صادرات را بالا میبرد.» وی تأکید کرد: «سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل، بهویژه اتصال معادن و کارخانههای گچ به شبکه ریلی، میتواند مزیت رقابتی قابل توجهی ایجاد کند.»
امینی یکی از راهکارهای برونرفت از وضعیت فعلی را توسعه محصولات جدید دانست و گفت: «تولید پانلهای گچی پیشساخته، گچهای مقاوم در برابر رطوبت و آتش، و محصولات دکوراتیو میتواند ارزش افزوده بالاتری ایجاد کند. این حوزهها نیازمند سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و همکاری با شرکتهای دانشبنیان است.»
وی افزود: «اگر صنعت گچ صرفاً بر تولید گچ ساختمانی سنتی متمرکز بماند، در برابر نوسانات بازار داخلی بسیار آسیبپذیر خواهد بود.»
نقش سیاستگذاری در آینده صنعت
این پژوهشگر در پایان تصریح کرد: «صنعت گچ نیازمند یک رویکرد جامع در سیاستگذاری است. از اصلاح سیاستهای انرژی گرفته تا تسهیل صادرات و حمایت از نوسازی فناوری، همگی باید در قالب یک برنامه منسجم دیده شوند.»
وی افزود: «نباید فراموش کنیم که صنعت گچ اگرچه بهاندازه فولاد یا مس پر سر و صدا نیست، اما در زنجیره مصالح ساختمانی و اشتغال مناطق معدنی نقش مهمی دارد. توجه به این صنعت، به معنای توجه به بخش قابل توجهی از تولیدکنندگان کوچک و متوسط کشور است.»
به گفته امینی، آینده صنعت گچ ایران در گرو عبور از رقابت قیمتی و حرکت به سمت رقابت کیفی است. در شرایطی که بازارهای منطقهای همچنان ظرفیت رشد دارند، ایران میتواند با تکیه بر ذخایر غنی و بهبود بهرهوری، جایگاه خود را تثبیت کند. اما تحقق این هدف، نیازمند نگاه آیندهنگر و سرمایهگذاری هدفمند در فناوری و بازار است؛ مسیری که اگر بهموقع طی نشود، مزیتهای طبیعی نیز بهتنهایی ضامن موفقیت نخواهند بود.
کلام آخر
صنعت گچ ایران امروز در نقطهای ایستاده که میتوان آن را «دوراهی تداوم وضع موجود یا جهش کیفی» نامید. ذخایر گسترده، پراکندگی مناسب معادن، ظرفیت بالای تولید و دسترسی به بازارهای منطقهای، همگی مؤلفههایی هستند که کمتر صنعتی بهصورت همزمان در اختیار دارد. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده که مزیتهای طبیعی، بدون راهبرد صنعتی منسجم و سرمایهگذاری هدفمند، بهتنهایی نمیتوانند ضامن رشد پایدار باشند.
واقعیت آن است که توسعه کمی این صنعت به سقف خود نزدیک شده است. افزایش تعداد واحدهای تولیدی و رشد ظرفیت اسمی، اگر با توسعه بازار، تنوع محصول و ارتقای فناوری همراه نباشد، تنها به تشدید رقابت قیمتی در داخل منجر میشود. رقابتی که در کوتاهمدت شاید به حفظ سهم بازار بینجامد، اما در بلندمدت توان مالی بنگاهها را تحلیل میبرد و امکان نوسازی و نوآوری را از آنان سلب میکند. صنعتی که سودآوری آن کاهش یابد، بهتدریج از سرمایهگذاری بازمیماند و در چرخهای از فرسودگی گرفتار میشود.
از سوی دیگر، وابستگی شدید صنعت گچ به بازار ساختوساز داخلی، آن را در برابر رکودهای دورهای آسیبپذیر کرده است. هر افت در پروژههای عمرانی یا مسکن، مستقیماً به کاهش تقاضا و افزایش مازاد عرضه میانجامد. در چنین شرایطی، تنها راه برونرفت پایدار، گسترش بازارهای صادراتی و حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر است. تولید گچهای تخصصی، محصولات پیشساخته، پنلها و فرآوردههای مقاوم در برابر رطوبت و آتش میتواند این صنعت را از قالب سنتی خارج کرده و افقهای تازهای پیش روی آن بگشاید.
چالش انرژی و هزینههای حملونقل نیز از جمله مسائلی است که نیازمند نگاه سیاستی دقیق است. صنعتی که انرژیبر است و محصولی حجیم و نسبتاً کمارزش تولید میکند، بیش از بسیاری از صنایع دیگر از نوسانات هزینهای تأثیر میپذیرد. اصلاح زیرساختهای حملونقل، توسعه شبکه ریلی، بهینهسازی مصرف انرژی و حمایت هدفمند از نوسازی تجهیزات، میتواند بخشی از فشار هزینهای را کاهش دهد و زمینه رقابتپذیری را تقویت کند.
در این میان، نقش سیاستگذاری هماهنگ و بلندمدت تعیینکننده است. صنعت گچ به نقشه راهی نیاز دارد که در آن اهداف صادراتی، استانداردهای کیفی، برنامه نوسازی فناوری و سازوکارهای حمایتی بهصورت شفاف تعریف شده باشد. تصمیمهای مقطعی و واکنشی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت بخشی از مشکلات را تخفیف دهد، اما قادر به ایجاد تحول ساختاری نخواهد بود. همچنین همافزایی میان تولیدکنندگان، از طریق ایجاد کنسرسیومهای صادراتی و برندهای مشترک، میتواند از شدت رقابت مخرب داخلی بکاهد و قدرت چانهزنی در بازارهای خارجی را افزایش دهد.
در نهایت، آینده صنعت گچ ایران به انتخابی وابسته است که امروز صورت میگیرد: ادامه مسیر تولید کمّی و رقابت قیمتی، یا حرکت به سوی کیفیت، نوآوری و برندسازی. اگر رویکرد دوم برگزیده شود، این صنعت میتواند از سایه خارج شده و به یکی از پایههای پایدار ارزآوری و اشتغال در اقتصاد معدنی کشور تبدیل شود. اما اگر اصلاحات ساختاری به تعویق افتد، حتی وفور ذخایر معدنی نیز نخواهد توانست جایگاه منطقهای ایران را تضمین کند. اکنون زمان آن رسیده که صنعت گچ، از مزیت طبیعی عبور کرده و به مزیت رقابتی پایدار دست یابد.
مطالب مرتبط
