
به گزارش بیرونیت، در چنین فضایی، مدیران روابط عمومی و تیم آنان عملاً عِرق سازمانی خود را از دست میدهند؛ چراکه نادیده گرفته میشوند و از تجربه و توان مدیریتیشان استفادهای نمیشود. آنان تنها بهعنوان کارمندانی کمبهرهور و فاقد خلاقیت، صرفاً در محل کار حضور پیدا میکنند.
این وضعیت مانند آن است که بازیکنی مجرب و توانمند مجبور باشد روی نیمکت ذخیرهها یا حتی سکوهای ورزشگاه بنشیند و بازی تیم خود را تماشا کند.
این موضوع نهتنها در سطح روابط عمومی، بلکه در سایر سطوح مدیریتی نیز میتواند تنشزا باشد و نظم سازمانی را بر هم بزند.
مدیر آن است که از توانمندیهای یک سازمان نهایت بهره را ببرد و آن را به اهداف از پیش تعیینشده برساند، نه آنکه با استفاده از تمکن مالی بنگاههای اقتصادی برای ارتقای برند شخصی خود هزینه کند.
در این میان، تلاش رسانههای تخصصی نیز نادیده گرفته میشود. بهجای آنکه این رسانهها بر امور تخصصی متمرکز شوند و از توان تحلیلی آنان بهره گرفته شود، افرادی با عینک سیاسی درباره امور تخصصی بنگاههای معدنی و فلزی اظهار نظر میکنند، بیآنکه عدد، رقم یا آماری ارائه دهند.
نتیجه آن میشود که بهرهبرداری از یک کمربند بینشهری، بازدید از تمرین یک تیم فوتبال، کلنگزنی یک بیمارستان و... بهجای وظایف ذاتی بنگاهها مانند توسعه، اکتشاف و سرمایهگذاری، در صدر اخبار این دسته از بنگاهها قرار میگیرد.
به گزارش بیرونیت، شاید بهتر باشد مدیران عامل، افرادی تحلیلگر، اهل مطالعه، برخوردار از احترام حرفهای و دارای تحصیلات عالیه را بهعنوان مدیر روابط عمومی خود برگزینند و با اعطای اختیارات لازم، از آنان برنامه توسعه برند بنگاه را مطالبه کنند، نه تعریف و تمجید از خود.
مطالب مرتبط
