
به گزارش بیرونیت، دخالت در عزل و نصبها، ایفای نقش واسطه برای تسهیل صدور برخی مجوزها، ایجاد فشار رسانهای یا محلی علیه مدیران ارشد در مناطق معدنی و محدود شدن نگاه مدیریتی به مرزهای حوزه انتخابیه، از جمله رفتارهایی است که بارها مشاهده شده است.
پرسش اینجاست که نمایندهای که با رأی ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر از شهروندان حوزه انتخابیه خود به مجلس راه یافته، از چه جایگاهی برای مدیران ارشد اجرایی کشور تعیین تکلیف میکند؟ نماینده مجلس در نظام حکمرانی چه نقشی دارد و حدود این نقش تا کجاست؟
دخالت در عزل و نصب مدیران واحدهای معدنی و صنایع فلزی چه توجیهی میتواند داشته باشد؟ این واحدها غالباً با سرمایه ملی و در چارچوب سیاستهای کلان اقتصادی کشور شکل گرفتهاند و متعلق به همه مردم ایران هستند، نه صرفاً یک شهر یا حوزه انتخابیه خاص.
واقعیت آن است که بخشی از این وضعیت، نتیجه رفتار برخی دستگاههای اجرایی نیز هست. وقتی وزرا و معاونان آنها به درخواستهای خارج از چارچوب قانونی پاسخ مثبت میدهند یا برای جلوگیری از تنش سیاسی کوتاه میآیند، عملاً زمینه گسترش چنین مداخلاتی فراهم میشود. در حالی که در صورت بروز تخلف یا تصمیم نادرست، این مدیران اجرایی هستند که باید به سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و سایر نهادهای نظارتی پاسخ دهند، نه نمایندگان.
نمایندگان مجلس ابزار نظارتی مهمی در اختیار دارند؛ از جمله سؤال، تحقیق و تفحص و در نهایت استیضاح وزیر. اما این ابزارها برای نظارت بر اجرای قانون طراحی شدهاند، نه برای دخالت در مدیریت بنگاهها یا تصمیمهای اجرایی.
راهکار روشن است: وزرا و معاونان آنها باید با اتکا به قانون، در برابر درخواستهای غیرقانونی بایستند. هر مطالبهای اگر واقعاً در راستای منافع عمومی است، میتواند بهصورت مکتوب و رسمی مطرح شود تا در چارچوب قانون بررسی شود. اما درخواستهای شفاهی، فشارهای غیررسمی و مداخلات مدیریتی نباید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
اگر مرز میان نظارت و مداخله روشن نشود، هم کارآمدی دولت آسیب میبیند و هم شأن نهاد قانونگذاری. توسعه بخشهایی مانند معدن و صنایع معدنی نیازمند ثبات مدیریتی، تصمیمهای حرفهای و دوری از فشارهای محلی و سیاسی است؛ امری که تنها با پایبندی همه نهادها به حدود قانونی وظایف خود ممکن خواهد شد.
مطالب مرتبط
