
در میان زیربخشها، معادن زغالسنگ بیشترین فشار هزینهای را متحمل شدهاند و سطح هزینههای آنها تا حدود پنجبرابر نسبت به سال پایه افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد ساختار هزینهای این بخش نسبت به سایر فعالیتهای معدنی آسیبپذیری بیشتری در برابر تورم و شوکهای قیمتی دارد.
بررسی جزئیات این روند حاکی از آن است که افزایش هزینهها تنها ناشی از یک عامل واحد نبوده و ترکیبی از متغیرهای داخلی و بیرونی در آن نقش داشتهاند.
در سطح نخست، هزینه نیروی انسانی یکی از پیشرانهای اصلی رشد هزینهها بوده است؛ بهویژه در معادن زغالسنگ که بهدلیل سختی کار، شرایط ایمنی پیچیده و دشواری جذب نیروی کار، ناچار به افزایش دستمزدها بیش از نرخهای متعارف بازار کار شدهاند.
در برخی موارد، حتی افزایشهای دستمزدی نیز نتوانسته است جذابیت لازم را برای تامین نیروی انسانی ایجاد کند. در کنار این عامل، رشد قابلتوجه قیمت نهادههای مصرفی نیز فشار مضاعفی بر هزینهها وارد کرده است. بهطور مشخص، اقلام فولادی مورد استفاده در معادن مانند آرک و ریل با افزایش حدود ۷۵درصدی مواجه شدهاند و همچنین برخی مواد مصرفی نظیر چوب که در عملیات نگهداری و ایمنسازی تونلها کاربرد دارد، رشد قیمتی نزدیک به ۱۰۰درصد را ثبت کرده است. این در حالی است که بهطور متوسط در هر تن استخراج زغالسنگ، حدود ۵۰کیلوگرم چوب مصرف میشود و همین موضوع اثر افزایش قیمت آن را تشدید میکند.
از سوی دیگر، نوسانات نرخ ارز و محدودیتهای واردات تجهیزات نیز به افزایش هزینه سرمایهای معادن دامن زده است.
در مجموع، ساختار هزینهای این بخش بهدلیل وابستگی همزمان به نهادههای داخلی و خارجی، بیش از سایر صنایع معدنی تحت تاثیر تورم عمومی قرار گرفته و همین امر باعث شده نرخ رشد هزینهها در معادن زغالسنگ به حدود ۹۰درصد در مقایسه با سال ۱۴۰۳ برسد.
سعید صمدی، عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران
منبع: دنیای اقتصاد
مطالب مرتبط
